ابهر سرشار از فرصت؛ اما بیاستفاده میماند
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ اوقات فراغت، اگرچه در نگاه نخست مفهومی روزمره و ساده تلقی میشود، اما در لایههای عمیقتر اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی هر جامعه، نقشی راهبردی ایفا میکند. این مفهوم، فراتر از تفریح و استراحت صِرف، به شاخصی کلیدی برای سنجش کیفیت زندگی، میزان سرمایه اجتماعی، سلامت روان شهروندان و کارآمدی مدیریت شهری تبدیل شده است.
بیشتر بخوانید
شهرستان ابهر با پیشینه تاریخی قابل تأمل و برخورداری از داشتههای طبیعی خدادادی همچون رودخانه دائمی «رود»، باغات حاشیهای، جنگلهای اطراف و پارک پردیس، از یکسو، و مواجهه با معضلاتی نظیر کمبود سرانههای فرهنگی، ورزشی و فضای سبز، تعطیلی سالن سینما، نبود تئاتر و سالن موسیقی حرفهای و همچنین مهاجرت فزاینده جوانان از سوی دیگر، به نمونهای عینی از شکاف میان ظرفیتهای بالقوه و کیفیت بالفعل فراغت در یک شهر متوسط ایرانی تبدیل شده است.

کوتاهی در فرهنگ، هزینههای اجتماعی دارد
محسن برجی، کارشناس ارشد مدیریت شهری در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: اگر شهر را فقط مجموعهای از خیابانها، جدولها، آسفالتها و ساختمانهای بتنی بدانیم، باید بگوییم مدیریت شهری دچار یک سکته بزرگ شده است.
وی افزود: نبود یک بازوی قدرتمند و تخصصی با عنوان معاونت یا سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی، فقط یک نقص اداری نیست؛ یک فاجعه مدیریتی است.
کارشناس ارشد مدیریت شهری با اشاره به بیتوجهی برخی اعضای شورا و شهرداران به نهادهای فرهنگی و ورزشی تصریح کرد: در بسیاری از دورهها، شهرداران و اعضای شورای شهر، وجود این نهادها را لوکس یا سربار میدانستند و تمام توان مالی و فکری شهر را در پروژههای عمرانی متمرکز میکردند. یعنی دچار نگاه بتنمحور شدند.
وی سه دلیل اصلی برای این بیتوجهی برشمرد و گفت: دلیل اول رزومهسازی به جای شهرسازی است. آسفالت کردن یک خیابان در گزارش عملکرد چهارساله خیلی راحتتر از تغییر نگرش شهروندی یا کاهش آسیبهای اجتماعی دیده میشود. مدیران ترجیح میدهند جسم شهر را تزیین کنند، چون دیدن آسفالت آسانتر از دیدن ارتقاء نشاط عمومی است.
برجی دومین دلیل را نگاه کوتاهبینانه به بودجه دانست و افزود: فرهنگ و اجتماع را بودجهخوار میبینند نه سرمایهگذار.
وی خاطرنشان کرد: غافل از اینکه اگر امروز برای آموزش شهروندی، حمایت از ورزشهای همگانی یا مدیریت آسیبهای اجتماعی هزینه نکنیم، ده سال بعد هزینه آن را با آسیبهای غیرقابل کنترل، افزایش ناهنجاریها و بیتفاوتی نسل جدید نسبت به شهر پرداخت خواهیم کرد.
کارشناس ارشد مدیریت شهری سومین دلیل را فرار از پیچیدگی کار با مردم عنوان کرد و گفت: کار با مردم و فرهنگ سخت و چالشبرانگیز است. مدیریت آسیبهای اجتماعی و مطالبات فرهنگی، مدیران را در برابر مردم قرار میدهد و پاسخگویی میخواهد. چقدر راحتتر است که فقط با پیمانکاران عمرانی جلسه بگذاریم تا با هنرمندان، ورزشکاران و فعالان اجتماعی و فرهنگی.
وی تأکید کرد: شهر خوابگاه نیست که فقط در آن بخوابیم و تردد کنیم. شهر جایی برای زیستن است. شهرداری اگر به فکر نشاط، آموزش، سلامت روانی و ورزش مردم نباشد، درواقع یک پیمانکار عمرانی است، نه یک مدیر جامعهنگر.
برجی با توضیح اینکه نبود ساختار فرهنگی - اجتماعی یعنی رها کردن جوانان در خلأهای تفریحی، یعنی افزایش افسردگی خاموش و یعنی شهری که هیچکس به آن احساس تعلق ندارد، یادآور شد؛ مسئولان به جای مسابقه برای کلنگزنیهای عمرانی که شاید ضروری هم نباشند، فکری به حال نبض تپنده شهر بکنند. شهری که فقط پل دارد ولی جامعه ندارد، به زودی در سکوت آسیبهای اجتماعیش فرو میریزد.

ابهر؛ نمره قبولی در سرانهها ندارد
بهزاد آهنگری، کارشناس مسائل مدیریت شهری در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: بارها در کتابهای مدیریت شهری و از زبان بزرگان این علم گفته شده است: شهر صرفاً مجموعهای از در و دیوار، مصالح و تأسیسات فیزیکی نیست. شهرها برای انسانها ساخته شدهاند.
وی با بیان اینکه طبیعتاً نیازهای انسانها در شهر، باید اولویت اصلی طراحان و مدیران شهری باشد، افزود: حتی از دیدگاه غربی و رویکردهای انسانمحور، نیازهای فیزیولوژیک انسان چه مسائل جسمی و چه روانی در اولویت قرار دارد.
کارشناس مسائل مدیریت شهری با اشاره به اینکه انسانها نیاز دارند شهر، نیازهای اولیه آنها را تأمین کند، تصریح کرد: همانطور که اقتصادشان را تأمین میکند، آموزششان را با مدرسه، و درمانشان را با مراکز درمانی.
وی خاطرنشان کرد: این وظیفه ذاتی ابعاد مختلف شهر است: اقتصاد، تجارت، درمان، ورزش، آموزش. همه اینها باید توسط مدیریت شهری تأمین شود.
آهنگری با توضیح اینکه چیزی که انسان را پویا، سرزنده، شاداب و سالم نگه میدارد، روح و روان اوست، یادآور شد: شهروندان، همانطور که نیاز جسمی و فیزیکی آنها باید تأمین شود، نیاز روحی و روانی هم باید تأمین شود.
وی با تأکید بر اینکه آنچه نیاز روحی و روانی انسانها را رفع میکند، در کنار همنشینی و معاشرت با یکدیگر در فضاهای مختلف شکل میگیرد، اظهار کرد: مکانهای فرهنگی و اجتماعی، یکی از مهمترین فضاهای تأمینکننده نیازهای روحی و روانی و زمینهساز معاشرت انسانی هستند.
کارشناس مسائل مدیریت شهری متذکر شد: هر تعریفی از این فضاها داشته باشیم چه فضاهای معنوی مانند مساجد، بقاع متبرکه، امامزادهها، حسینیهها و تکایا و چه تعریفهای مدرنتر مانند فرهنگسراها، سالنهای نمایش، تئاتر، سینما و موسیقی همگی میتوانند به آرامش روان انسان کمک کنند.
وی با اشاره به اینکه در دهههای اخیر، با رشد شهرنشینی و دوری انسان از دامن طبیعت، بوستانهای شهری، پارکها و پردیسها نیز جایگزین فضاهای طبیعی شدهاند، تأکید کرد: مردم برای آرامش روانی خود ناگزیر به این مکانها مراجعه میکنند.
آهنگری با اشاره به تحقیقات امروزی گفت: در بسیاری از شهرهایی که پیشرو نیستند، کمبود سرانههای فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و بهویژه پارکها و فضای سبز، به یکی از معضلات اساسی تبدیل شده است.
وی عنوان کرد: اگر شهر خود را با این شاخصها بسنجیم، هرگونه نقص و نقیصهای در این سرانهها، مستقیماً به سلامت روان و افزایش آسیبهای روحی و روانی مردم ارتباط پیدا میکند.
کارشناس مسائل مدیریت شهری در خصوص متولیان این حوزه بیان داشت: در شهرهای کوچک، سازمان تربیت بدنی متولی سرانه ورزشی است. سازمانهایی مثل ارشاد و تبلیغات اسلامی متولی مکانهای فرهنگی.
وی با بیان اينکه در کلانشهرها، شهرداریها هم میتوانند در این مقولات ورود کنند و سرانهها را تکمیل نمایند، اظهار داشت: در زمینه پارک و فضای سبز نیز مسئولیت مستقیماً بر عهده شهرداری و شورای شهر است. اگر سرانهها استاندارد باشند چه استاندارد بینالمللی و چه عرف ملی طبیعتاً نیازهای افراد تأمین خواهد شد.
آهنگری در ادامه به وضعیت شهر ابهر پرداخت و گفت: در شهر ما، نیازی به سنجش و متر و ارقام نیست. شما به راحتی میتوانید کمبود بوستانها، فضاهای فرهنگی، ورزشی و پارک را مشاهده کنید.
وی با تأکيد بر اينکه در خیابان امام، از مصلی تا میدان شهرداری، هیچکدام از این امکانات دیده نمیشود، تصریح کرد: در خیابان ۱۷ شهریور، تنها شاید در انتهای آن بوستانی مشاهده کنید.در منطقه پانزده خرداد، سرانه ورزشی و فضای سبز به شدت محدود است.
کارشناس مسائل مدیریت شهری افزود: فضایی که انسان بتواند لحظاتی از خستگی، ترافیک و آلودگی صوتی شهر رها شود و بیاساید، مشاهده نمیکنیم.
وی تأکید کرد: تنها سرمایه قدیمی ما، داشتههای طبیعی خدادادی بوده است. رودخانه «رود» و حاشیه آن، جنگلهای اطراف، باغات، و به ویژه پارک پردیس، اما نتوانستیم از آنها به درستی استفاده کنیم. در نگهداشت آنها، کاشت و نگهداشت درختان و گلها، ایجاد فضای بازی برای کودکان و وسایل ورزشی برای سالمندان، بسیار کمبود داریم.
آهنگری با تأکید بر اینکه نتوانستیم سرمایهگذار جذب کنیم تا سالنهای تفریحی، به ویژه پارکهای آبی، احداث شوند، بیان داشت: در سرانه ورزشهای آبی و استخر نیز بسیار محدود هستیم. علیرغم اینکه جغرافیای ما نسبت به جاهای دیگر خشکسالی شدید ندارد و میتوانیم آب مورد نیاز را تأمین کنیم، اما در این زمینه موفق نبودهایم.
وی گفت: در کل، نمره خوبی نه به شهرمان، نه به مدیریت شهری، نه به امکاناتمان از بابت سرانه فضای سبز، پارکها، بوستانها، تفریحات و فضاهای فرهنگی نمیدهیم. سالن سینما سالهاست تعطیل شده. تئاتر نداریم. سالن موسیقی حرفهای نداریم.

فراغت در طبیعت؛ سبک زندگی در حال فراموشی
زهرا طاهریزاده، دانشآموز ابهری که پیوند عمیق او با طبیعت، بخش جداییناپذیری از زیستروزمرهاش را شکل داده است، در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: برای من، اوقات فراغت یعنی جایی برای نفس کشیدن؛ فرصتی برای رهایی موقت از دغدغههای مدرسه، تکالیف درسی و فشار فضای مجازی.»
وی با اشاره به عادت جمعی دوستانش توضیح داد: ما همیشه تعطیلات را در دل کوه و دشت سپری میکنیم. کنار چشمهها مینشینیم، برای هم شعر میخوانیم یا نقاشی میکشیم. این طبیعت واقعاً به آدم آرامشی میدهد که هیچ ابزار دیجیتالی قادر به تأمین آن نیست.
دانشآموز ابهری با نگاهی فراتر از تجربه شخصی، نسبت به آینده، افزود: نگرانم که استفاده از این فضاهای طبیعی به نسلهای بعدی منتقل نشود. گاهی میترسم روزی برسد که موبایل و شبکههای اجتماعی، جای کوه و رودخانه را در زندگی ما بگیرند.
وی تأکید بر ضرورت حفاظت از داشتههای طبیعی، خاطرنشان کرد: ما بیش از هر زمان دیگری باید از طبیعت محافظت کنیم؛ چون تفریح در دل طبیعت فقط یک سرگرمی گذرا نیست، بلکه یک سبک زندگی اصیل و رو به فراموشی است.
آنچه از بررسی وضعیت اوقات فراغت در شهرستان ابهر به دست میآید، تصویری از فرصتهای از دست رفته و نیازهای برآوردهنشده است. شهرستانی که به لحاظ طبیعی از مزیتهای نسبی قابل قبولی (رودخانه، باغات، اقلیم مناسب) برخوردار است، اما به دلیل ضعف در برنامهریزی شهری، کمبود سرمایهگذاری، فقدان هماهنگی میان دستگاههای متولی و بیتوجهی به استانداردهای سرانه بینالمللی و ملی، نتوانسته است این داشتهها را به فرصتی برای بازآفرینی انرژی روانی، تعاملات اجتماعی و رشد فرهنگی شهروندان تبدیل کند.
پیامدهای این ناکارآمدی فراتر از یک مسئله تفریحی صِرف است و مستقیماً به افزایش مهاجرت جوانان به شهرهای دیگر، شیوع اختلالات روحی همچون افسردگی و پرخاشگری، کاهش حس تعلق به مکان و تضعیف سرمایه اجتماعی دامن میزند. بنابراین، اگر ابهر را با شاخصهای علمی مدیریت شهری بسنجیم، نمره قبولی در سرانههای تفریحی، فرهنگی و فضای سبز دریافت نمیکند.
بازتعریف اولویتها، جذب سرمایهگذار برای احداث زیرساختهایی نظیر پارکهای آبی، سالنهای موسیقی، احیای سینما و ساماندهی حاشیه رودخانه «رود» به عنوان یک کریدور تفریحی - طبیعی، نه یک انتخاب که یک ضرورت اجتنابناپذیر برای حفظ ماندگاری جمعیت و ارتقاء سلامت روان شهروندان ابهری است.
انتهای خبر/

